مولا حضرت مهدی

ساعت عمر من همگی غرق غم گذشت
دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت
ماننده مرده ای متحرک شدم بیا
بی تو تمام زندگی ام در عدم کذشت
می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر
دنیا خلاف آنچه که می خواستم کذشت
دنیا که هیچ،جرعه ی آبی که خورده ام
از راه حلق تشنه ی من مثل سم کذشت
بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ایم
از خیر شعر گفتن،حتی قلم کذشت
تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم
یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت
مولا شمار درد دلم بی نهایت است
تعداد درد من به خدا ار رقم گذشت
حالا برای لحظه ای آرام می شوم
ساعت خوب زندگی ام در حرم گذشت
مولا شمار درد دلم بی نهایت است
+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر ۱۳۹۲ ساعت توسط احمدی مهدی
|